«چهار تابلو هدایت»

باسمه‌تعالی

«چهار تابلو هدایت»

محمد بارونی

اگر با دیده‌ی دل بنگریم، سخنان امامان معصوم (ع)، نه صرفاً جمله‌ای کوتاه، بلکه پرتوی از آفتاب حقیقت است که بر جان آدمی می‌تابد و راه را از بیراهه جدا می‌سازد. آنچه پیش رو می‌آید، چهار گوهر کلامی از امام علی بن محمد الهادی علیه‌السلام است؛ سخنانی که همچون نسیمی، جان را صفا داده و عقل را بیدار می‌سازد.

حدیث (۱) سرمایه‌ی عمر

«اَلدُّنْیَا سُوقٌ رَبِحَ فِیهَا قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ»

دنیا، بازاری است که گروهی در آن سود بُردند و شماری دیگر، زیان کردند.

بازار، محل دادوستد است؛ و انسان‌ها در دنیا با اعمال، نیت‌ها و رفتارهای خود در حال معامله‌ای بزرگ‌ترند. کسانی که با ایمان، اخلاق و عمل صالح زندگی می‌کنند، در این بازار سود می‌برند و سرمایه‌ای برای آخرت می‌اندوزند. اما آنان که عمر خود را در غفلت، گناه و بی‌هدفی سپری می‌کنند، زیان‌کاران این بازارند. این سخن جان‌نواز، انسان را به هوشیاری، محاسبه‌ی نفس و بهره‌گیری از فرصت‌های زندگی دعوت می‌کند. آری دنیا گذراست و هر لحظه‌اش می‌تواند سرمایه‌ای برای رشد یا سقوط باشد. بنابراین، باید با نیت خالص و عمل درست، در این بازار الهی معامله کرد تا از زیان ابدی در امان ماند و به سود حقیقی رسید.

حدیث (۲) آفت آرامش

«مَا اِسْتَرَاحَ ذُو اَلْحِرْص»

آدم حریص هرگز راحتی ندارد.

انسان حریص، همواره در طلب بیشتر است؛ نه به آنچه دارد راضی است و نه از آنچه ندارد، آسوده خاطر. چنین فردی، درگیر اضطراب، حسرت و رقابت بی‌پایان است و هرگز طعم آسایش واقعی را نمی‌چشد. حرص، آرامش را از دل می‌برد و انسان را گرفتار نارضایتی و مانع رشد معنوی می‌سازد. بنابراین، برای رسیدن به راحتی حقیقی، باید حرص را کنار گذاشت و با توکل، قناعت و شکرگزاری، مسیر آرامش را پیمود.

حدیث (۳)  نکوهش انقباض

«اَلْبُخْلُ أذَمُّ الأَخلاقِ»

بخل، نکوهیده‌ترینِ خوی و اخلاق است.

بخل، یعنی خودداری از بخشش نعمت‌هایی که خداوند به انسان عطا کرده است، حتّی در مواردی که نیاز دیگران واضح است. فرد بخیل نه‌تنها از کمک به دیگران دریغ می‌ورزد، بلکه خود نیز از لذت بخشش و آرامش درونی بی‌نصیب می‌ماند. این حدیث، انسان را به سخاوت، بخشندگی و اعتماد به فضل خدا دعوت می‌کند. برای رسیدن به کمال انسانی، باید از بخل دوری کرد و روح بخشش را در خود پرورش داد.

حدیث (۴) خصلت ناپسند

«الطَّمَعُ سَجِیَّهٌ سَیِّئَهٌ»

طمع، خصلت زشتی است.

طمع، یعنی میل افراطی به داشتن چیزهایی که گاه خارج از حد نیاز یا توان انسان‌اند. طمع، انسان را از قناعت، آرامش و رضایت دور می‌سازد و او را در رقابت ناسالم و نارضایتی گرفتار می‌کند. طمع‌کار، نه‌تنها از آنچه دارد بهره نمی‌برد، بلکه همواره در حسرت آنچه ندارد می‌سوزد. این سخن هشدار می‌دهد که طمع، برخلاف فطرت سالم انسانی است و باید با تربیت نفس، قناعت و توکل بر خداوند، از آن دوری کرد.

خدایا، به ما توفیق ده تا در بازار دنیا، معامله‌گرانی سودمند باشیم و سرمایه‌ی عمرمان را به زیان نیندازیم.

پروردگارا، قلب‌های ما را از حرص و طمع پاک ساز و به جای آن، جام رضایت و قناعت به آنچه روزی فرمودی، به ما بنوشان.

بارالها، چنان کن که با سخاوت و بخشش، خیر دنیا و آخرت را برایمان رقم بزنی و روح ما را از تنگ‌نظری بخل رهایی ببخشی.

«آمین یا رب العالمین.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *